Mittwoch, 25. September 2013

خداحافظی

زندگی ای که بیش از نیمیش به قولی در "خاک غریب" و به قولی در "وطن دوم" بگذاره، خیلی چیزها رو بهت یاد میده...فرق های محسوسی داره با یک زندگی که در یک خاک ریشه دوانده باشی و در از یک خاک و آب تغذیه شده باشی و رشد کرده باشی...نه از قصد مقایسه است که میگویم که هر کدام خوبی ها و بدیهایشان را دارند...در مرحله ای از بلوغ سنی و عقلی هم هستم که که از آنچه دارم برترینها را بجویم و بسازم ....نه قصدم این نیست...فقط میخواستم بگویم که در زندگی ماها "خداحافظی" انگار رنگ و مفهوم دیگری داره...من از همان لحظه که عزیزی را میبینم و به او سلام میکنم به لحظه خداحافظی فکر میکنم ... به اینکه این سلام و خداحافظی شاید برای همیشه باشد ... از بس که جداییها و مرگ و رفتن و بازنگشتن با زندگی ما عجین بوده است...سالهای وحشت هنوز تاوان خود را از روح ما میطلبند

Montag, 2. September 2013

چند اصل


من خوبم همینجور که هست.
هر کسی همونی که هست خوبه، به هیچ شکلی ادای کس دیگه رو در نیار
هیچگاه کسی رو به خاطر رفتار یا گفتارش به باد تمسخر نگیر 
با احترام با انسانها برخورد کن
همیشه جانبه مثبت زندگی رو تماشا کن و سعی کن بدون اینکه خیلی ادای آدمهای چوخ بختیار رو در بیاری، در هرچیزی امید رو ببینی
خودت باش خودت باش خودت باش
اگه به کسی میخای بگی که هنوز دوستش داری خوب بهش بگو، بدون که حتما خوشحال میشه از شنیدنش