Samstag, 12. September 2009

هنر سير و سفر

«...سفرها قابله‌ی افکارند. مکان‌های اندکی به اندازه‌ی هواپيما، کشتی يا قطار در حال حرکت منشأ گفتگوهای درونی هستند. گويی همبستگی غريبی ميان چيزی که مقابل چشم‌مان قرار دارد و افکار درون ذهن‌مان وجود دارد: گاهی افکار بزرگ به مناظر عظيم نياز دارند و افکار جديد به مکان‌های جديد. ظاهراً افکار درونی که به درجا زدن گرايش دارند با گذر سريع مناظر به تحرک در می‌آيند. شايد ذهن زمانی که بايد بيانديشد از فکر کردن باز می‌ايستد. اين کار همان اندازه فلج‌کننده است که مجبور بشويم ناغافل لطيفه‌ای بگوييم يا لهجه‌ای را تقليد کنيم. فکر کردن زمانی که بخش‌هايی از ذهن به کارهای ديگری مشغول می‌شود بهتر انجام می‌گيرد، مثلاً با گوش دادن به موسيقی يا تماشای رديف درخت‌های کنار جاده. گويی آهنگ موسيقی يا منظره برای لحظه‌ای آن بخش عملی، عصبی و خرده‌گير مغز را که به هنگام برآمدن فکر دشواری در ناخودآگاه، تمايل به بسته شدن دارد و از خاطره‌ها، نيازها و افکار اصيل و درون‌گرا دور می‌شود، منفک می‌کند و در عوض افکار شخصی و سازنده را ترجيح می‌دهد...»
آلن دو باتن، هنر سير و سفر، برگردان گلی امامی

Keine Kommentare: