Donnerstag, 6. August 2009

چرا ایران آدم رو هیچوقت و هیچ جا ول نمیکنه

موزیک تنها پناهم شده این روزها! تنها موزیکه که تو شرایط بدی که توش گیر کردم، بهم آرامش میده و کمی‌ از دغدغه‌های روزمره خلاصم میکنه. الان که یک هفته س که تو ماشینم بیلی هالیدی گوش می‌کنم. چقدر احساس نزدیکی‌ می‌کنم به این صدا و به این زن. با غمی که ساختگی نیست و تو صداش موج میزانه. تمنا برای ذرّه‌ای عشق ساده. چقدر قلبش زخمی و چه خوب این درد رو تو صداش به آدم می‌رسونه.
امشب احساس می‌کنم که تو مغزم پر از هوا شده. حال خوشی‌ ندارم. اگه این ۲ هفته تعطیلی نبود فکر می‌کنم این هفته دیگه منفجر میشدم. یا اینکه شایدم یه شکل دیگه میمردم. بدجوری بهش نیاز دارم.
اخبار این روز‌های ایران منو یاد حرفی‌ که مادرجان و پدرجان از روزهای بعد از ۲۸ مرداد میدادن میندازه. سیاه و پر از خون. ولی‌ الان هنوز امید هست. اون روزها نبود. اون روزها اخوان ثالث شعر زمستان را میسرود..این روزها صدای امید هنوز به گوش میرسه. خوشحالم و نگران و امیدوار. چرا این ایران آدم رو هیچوقت و هیچ جا ول نمیکنه!

Keine Kommentare: