چه یکشنبه خوبیه این یکشنبه. چقدر آروم و پر هیجان گذشت. کارهای رو کردیم که از یاد برده بودیم. تو قلبم هم دنبال پاسخ به یک سوال هستم که آزم میپرسه چقدر باید تو رو جدی بگیرم. با بعضی گوشههای وجودت اصلا نمیتونم کنار بیام و از بعضی چیزات خیلی خوشم میاد. پس بهتره بذارم همه چی آروم جریان پیدا کنه تا ببینیم چی میشه. فکر میکنم بعضی از کارات شدید میره تو اعصابم. میدونم که هیچکدوم از ما ۲ تا هم نمیتونه دوست خیلی خوبی برای دیگری باشیم. چون هر ۲ مون زندگیمون پر از بحرانه. شاید هم باید اول یاد بگیرم که از زندگیم چی میخوام....ولی خودمونیما این حرفت منو کلافه کرده...فکر میکنم برای دیدن خیلی چیزها کور هستی، شاید هم من لالم.
Sonntag, 2. August 2009
چه یکشنبه خوبیه این یکشنبه
Abonnieren
Kommentare zum Post (Atom)

Keine Kommentare:
Kommentar veröffentlichen